Home / Literature / داستان های شاهنامه فردوسی به نثر : سخنرانی کاوه آهنگر در دربار ضحاک و قیام بر علیه او

داستان های شاهنامه فردوسی به نثر : سخنرانی کاوه آهنگر در دربار ضحاک و قیام بر علیه او

شاهنامه فردوسی

 
چون ضحاک دانست که فريدون به سن رشد رسيده به فکر چاره افتاد. او درباريان را جمع کرد و قرار شد گواه نامه ای بنويسند و ھمه امضا کنند که ضحاک تازی در ايرانشھر و ديگر سرزمينھا جز تخم نيکی نکاشته و آنرا به اژدھا بسپارند تا به گمان خودش دليلی بر کردار نيک خود داشته باشد.

دراجتماعی در دربار ضحاک شخصی بنام کاوه آھنگر خطيبه طولانی از ظلم و ستم
ضحاک ايراد کرده و از او خواست که آخرين فرزندش را ببخشد.

خروشيد و زد دست بر سر زشاه

که شاھا منم کاوه دادخواه
کاوه گواه نامه را امضا نکرد و با فرزندش از کاخ خارج شده و مردم که از اين موضوع مطلع شدند بدنبال کاوه بحرکت در آمدند.کاوه بسوی دکه خود رفت و آن چرم آھنگری را که ھنگام کار بر کمر می آويخت بر سر نيزه کرد و در پی او تمام بازار دگرگون شده و براه افتادند.
کسی کو ھوای فريدون کند

سر از بند ضحاک بيرون کند
کاوه نيزه بدست پيش ميرفت و مردمان بدنبال او روان بودند و بدنبال فريدون می گشتند. آنقدر گشتند تا از شھر به دشت و کوه رسيدند و بالاخره فريدون را يافتند. از آن روز به بعد ھرگروه از مردم چيزی بر آن چرم پاره افزودند، از ديبای روم تا زر و گھر و بعدھا بر سر درفش نشانه ماه را نصب کردند.
فروھشت از او زرد وسرخ و بنفش

ھمی خواندش کاويانی درفش
پس از آن ھرکه صاحب درفش کاويان شد بر آن چرم بی بھا گوھری آويخت و آن شد که اختر کاويان نام گرفت .
چه اندر شب تيره خورشيد بود

جھان را از او دل پر اميد بود
فريدون به ديدار مادرش رفت و به او گفت بجنگ ضحاک می رود.بعداً فريدون از آھنگران خواست برايش گرزی درست کنند سنگين با سری بشکل گاوميش بياد آن گاو که سه سال او را دايگی کرده و پرورده بود.بياد پرمايه که ضحاک او را کشت.

 

فردوسی-و-شاهنامه

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*