Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از علیشاه احمدی عباب : دیریست که از جام می و شیشه نگفتیم

سروده ای از علیشاه احمدی عباب : دیریست که از جام می و شیشه نگفتیم

دیریست که از جام می و شیشه نگفتیم
بر ساقه­ ی تاک هیچ به­ جز تیشه نگفتیم

هر کار به ما مشکل و ناممکن تکرار
کاری که شود؛ نیز بدان میشه نگفتیم

دل در بر ما از عدم صوت رسا مرد
هر بی هنری را که هنر پیشه نگفتیم

کارآ چو نشد این همه مضون و مقالات
ما هم به کسی صاحب اندیشه نگفتیم

دیدیم غزالان و سر و پنجه­ ی گرگان
از خفته پلنگان به هر بیشه نگفتیم

گر رفت و نیامد گل پسته، گل بادام
جرمیست که از گم شدن ریشه نگفتیم

برچید چو خشخاش بساط گل گندم
دهقان بچه ها را دگر از خوشه نگفتیم

از خانه و از خاک تهی کیسه، تهی دست
حین سفر دور ز ره توشه نه گفتیم

افسوس عبابا که به گوش دل این خاک
پیغامی به جز مرگ جگرگوشه نه گفتیم

 

علیشاه احمدی عباب

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*