Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از سردار محمد عزيز خان : گر ببندد برميان آن شعله پيكر تيغ را

سروده ای از سردار محمد عزيز خان : گر ببندد برميان آن شعله پيكر تيغ را

گر ببندد برميان آن شعله پيكر تيغ را
شوخی جوهر شود بال سمندر تيغ را

ظالم از خوی بدش دايم به چاه ظلمت است
از نيام آماده باشد كام اژدر تيغ را

می نيايد خانه آرايی ز صاحب عزتان
از غلاف و قبضه بالين است و بستر تيغ را

نرم رويی مانع ظلم است بر ارباب فهم
آب می گردد برخ سد سكندر تيغ را

شوخی جوهر كشد پيمانه از خون بهار
چون به كف برگيرد آن خورشيد منظر تيغ را

عشرت ارباب عزت يك قلم جانگاهی است
نيست غير از موج خون صهبا به ساغرتيغ را

حسن جوهر بايد اندر عرصه گاه گيرو دار
نيست باكی گر نباشد قبضه از زر تيغ را

شخص همت را شهيد ناكسی ها می كند
می كشد هركس به روی صيد لاغر تيغ را

چاك زخم اين جا به قدر جوهر مردانگی است
كوه می دزدد كمر در دست حيدر تيغ را

بر نبرد نفس اگر داری سرهمت عزيز
آب ده از چشمة الله اكبر تيغ را

سردار محمد عزيز خان (عزيز)

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*