Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : گفت ليلى را خليفه کان توى‬ ,‫ کز تو مجنون شد پريشان و غوى‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : گفت ليلى را خليفه کان توى‬ ,‫ کز تو مجنون شد پريشان و غوى‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) :

 ‫قصه ى ديدن خليفه ليلى را‬

‫گفت ليلى را خليفه کان توى‬ ‫

کز تو مجنون شد پريشان و غوى‬

از دگر خوبان تو افزون نيستى‬ ‫

گفت خامش چون تو مجنون نيستى‬

‫هر که بيدار است او در خوابتر‬ ‫

هست بيداريش از خوابش بتر‬

چون به حق بيدار نبود جان ما‬ ‫

هست بيدارى چو در بندان ما‬

جان همه روز از لگدکوب خيال‬ ‫

وز زيان و سود وز خوف زوال‬

نى صفا مى ماندش نى لطف و فر‬ ‫

نى به سوى آسمان راه سفر‬

خفته آن باشد که او از هر خيال‬ ‫

دارد اوميد و کند با او مقال‬

ديو را چون حور بيند او به خواب‬ ‫

پس ز شهوت ريزد او با ديو آب‬

چون که تخم نسل را در شوره ريخت‬ ‫

او به خويش آمد خيال از وى گريخت‬

ضعف سر بيند از آن و تن پليد‬ ‫

آه از آن نقش پديد ناپديد‬

مرغ بر بالا و زير آن سايه اش‬ ‫

مى دود بر خاك پران مرغ وش‬

ابلهى صياد آن سايه شود‬ ‫

مى دود چندان که بى مايه شود‬

بى خبر کان عكس آن مرغ هواست‬ ‫

بى خبر که اصل آن سايه کجاست‬

تير اندازد به سوى سايه او‬

‫ترکشش خالى شود از جستجو‬

ترکش عمرش تهى شد عمر رفت‬

‫از دويدن در شكار سايه تفت‬

سايه ى يزدان چو باشد دايه اش‬ ‫

وارهاند از خيال و سايه اش‬

سايه ى يزدان بود بنده ى خدا‬ ‫

مرده او زين عالم و زنده ى خدا‬

دامن او گير زودتر بىگمان‬ ‫

تا رهى در دامن آخر زمان‬

کيف مد الظل نقش اولياست‬

کاو دليل نور خورشيد خداست‬

‫اندر اين وادى مرو بى اين دليل‬

‫لا أجب ُّ الْآفِين گو چون خليل‬

‫رو ز سايه آفتابى را بياب‬ ‫

دامن شه شمس تبريزى بتاب‬

ره ندانى جانب اين سور و عرس‬ ‫

از ضياء الحق حسام الدين بپرس‬

ور حسد گيرد ترا در ره گلو‬ ‫

در حسد ابليس را باشد غلو‬

کاو ز آدم ننگ دارد از حسد‬ ‫

با سعادت جنگ دارد از حسد‬

اى خنك آن کش حسد همراه نيست‬ ‫

عقبه اى زين صعب تر در راه نيست‬

اين جسد خانه ى حسد آمد بدان‬

‫از حسد آلوده باشد خاندان‬

گر جسد خانه ى حسد باشد و ليك‬ ‫

آن جسد را پاك کرد الله نيك‬

طهرا بيتي بيان پاکى است‬ ‫

گنج نور است ار طلسمش خاکى است‬

‫چون کنى بر بى جسد مكر و حسد‬ ‫

ز آن حسد دل را سياهيها رسد‬

خاك شو مردان حق را زير پا‬ ‫

خاك بر سر کن حسد را همچو ما‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی – مولوی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*