Home / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو از روزگارش چهل سال ماند ,‬ ‫نگر تا بسر برش يزدان چه راند‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو از روزگارش چهل سال ماند ,‬ ‫نگر تا بسر برش يزدان چه راند‬

poem-book-128

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد , که رحمت بر آن تربت پاک باد :   ضحاک در خواب دید که در اثر حمله سه دلاور مرد اسیر شده و او را کشان کشان به کوه دماوند می برند و ……

 

‫چو از روزگارش چهل سال ماند‬
‫نگر تا بسر برش يزدان چه راند‬
‫در ايوان شاهی شبی دير ياز‬
‫به خواب اندرون بود با ارنواز‬
‫چنان ديد کز کاخ شاهنشهان‬
‫سه جنگی پديد آمدی ناگهان‬
‫دو مهتر يکی کهتر اندر ميان‬
‫به بالای سرو و به فر کيان‬
‫کمر بستن و رفتن شاهوار‬
‫بچنگ اندرون گرزه ی گاوسار‬
دمان پيش ضحاک رفتی به جنگ‬
‫نهادی به گردن برش پالهنگ‬
‫همی تاختی تا دماوند کوه‬
‫کشان و دوان از پس اندر گروه‬
‫بپيچيد ضحاک بيدادگر‬
‫بدريدش از هول گفتی جگر‬
‫يکی بانگ برزد بخواب اندرون‬
‫که لرزان شد آن خانه ی صدستون‬
‫بجستند خورشيد رويان ز جای‬
‫از آن غلغل نامور کدخدای‬
‫چنين گفت ضحاک را ارنواز‬
‫که شاها چه بودت نگويی به راز‬
‫که خفته به آرام در خان خويش‬
‫برين سان بترسيدی از جان خويش‬
‫زمين هفت کشور به فرمان تست‬
‫دد و دام و مردم به پيمان تست‬
‫به خورشيد رويان جهاندار گفت‬
‫که چونين شگفتی بشايد نهفت‬
‫که گر از من اين داستان بشنويد‬
‫شودتان دل از جان من نااميد‬
‫به شاه گرانمايه گفت ارنواز‬
‫که بر ما ببايد گشادنت راز‬
‫توانيم کردن مگر چاره ای‬
‫که بیچاره ای نيست پتياره ای‬
‫سپهبد گشاد آن نهان از نهفت‬
‫همه خواب يک يک بديشان بگفت‬
‫چنين گفت با نامور ماهروی‬
‫که مگذار اين را ره چاره چوی‬
‫نگين زمانه سر تخت تست‬
‫جهان روشن از نامور بخت تست‬
‫تو داری جهان زير انگشتری‬
‫دد و مردم و مرغ و ديو و پری‬
‫ز هر کشوری گرد کن مهتران‬
‫از اخترشناسان و افسونگران‬
‫سخن سربه سر موبدان را بگوی‬
‫پژوهش کن و راستی بازجوی‬
‫نگه کن که هوش تو بر دست کيست‬
‫ز مردم شمار ار ز ديو و پريست‬
‫چو دانسته شد چاره ساز آن زمان‬
‫به خيره مترس از بد بدگمان‬
‫شه پر منش را خوش آمد سخن‬
‫که آن سرو سيمين برافگند بن‬
‫جهان از شب تيره چون پر زاغ‬
‫هم آنگه سر از کوه برزد چراغ‬
تو گفتی که بر گنبد لاژورد‬
‫بگسترد خورشيد ياقوت زرد‬
‫سپهبد به هرجا که بد موبدی‬
‫سخن دان و بيداردل بخردی‬
‫ز کشور به نزديک خويش آوريد‬
‫بگفت آن جگر خسته خوابی که ديد‬
‫نهانی سخن کردشان آشکار‬
‫ز نيک و بد و گردش روزگار‬
‫که بر من زمانه کی آيد بسر‬
‫کرا باشد اين تاج و تخت و کمر‬
‫گر اين راز با من ببايد گشاد‬
‫و گر سر به خواری ببايد نهاد‬
‫لب موبدان خشک و رخساره تر‬
‫زبان پر ز گفتار با يکديگر‬
‫که گر بودنی باز گوييم راست‬
‫به جانست پيکار و جان بی بهاست‬
‫و گر نشنود بودنيها درست‬
‫ببايد هم اکنون ز جان دست شست‬
‫سه روز اندرين کار شد روزگار‬
‫سخن کس نيارست کرد آشکار‬
‫به روز چهارم برآشفت شاه‬
‫برآن موبدان نماينده راه‬
‫که گر زنده تان دار بايد بسود‬
‫و گر بودنيها ببايد نمود‬
‫همه موبدان سرفگنده نگون‬
‫پر از هول دل ديدگان پر ز خون‬
‫از آن نامداران بسيار هوش‬
‫يکی بود بينادل و تيزگوش‬
‫خردمند و بيدار و زيرک بنام‬
‫کزان موبدان او زدی پيش گام‬
‫دلش تنگتر گشت و ناباک شد‬
‫گشاده زبان پيش ضحاک شد‬
‫بدو گفت پردخته کن سر ز باد‬
‫که جز مرگ را کس ز مادر نزاد‬
‫جهاندار پيش از تو بسيار بود‬
‫که تخت مهی را سزاوار بود‬
‫فراوان غم و شادمانی شمرد‬
‫برفت و جهان ديگری را سپرد‬
‫اگر باره ی آهنينی به پای‬
‫سپهرت بسايد نمانی به جای‬
‫کسی را بود زين سپس تخت تو‬
‫به خاک اندر آرد سر و بخت تو‬
‫کجا نام او آفريدون بود‬
‫زمين را سپهری همايون بود‬
هنوز آن سپهبد ز مادر نزاد‬
‫نيامد گه پرسش و سرد باد‬
‫چو او زايد از مادر پرهنر‬
‫بسان درختی شود بارور‬
‫به مردی رسد برکشد سر به ماه‬
‫کمر جويد و تاج و تخت و کلاه‬
‫به بالا شود چون يکی سرو برز‬
‫به گردن برآرد ز پولاد گرز‬
‫زند بر سرت گرزه ی گاوسار‬
‫بگيردت زار و ببنددت خوار‬
‫بدو گفت ضحاک ناپاک دين‬
‫چرا بنددم از منش چيست کين‬
‫دلاور بدو گفت گر بخردی‬
‫کسی بی بهانه نسازد بدی‬
‫برآيد به دست تو هوش پدرش‬
‫از آن درد گردد پر از کينه سرش‬
‫يکی گاو برمايه خواهد بدن‬
‫جهانجوی را دايه خواهد بدن‬
‫تبه گردد آن هم به دست تو بر‬
‫بدين کين کشد گرزه ی گاوسر‬
‫چو بشنيد ضحاک بگشاد گوش‬
‫ز تخت اندر افتاد و زو رفت هوش‬
‫گرانمايه از پيش تخت بلند‬
‫بتابيد روی از نهيب گزند‬
‫چو آمد دل نامور بازجای‬
‫بتخت کيان اندر آورد پای‬
‫نشان فريدون بگرد جهان‬
‫همی باز جست آشکار و نهان‬
‫نه آرام بودش نه خواب و نه خورد‬
‫شده روز روشن برو لاژورد‬
حکیم ابوالقاسم فردوسی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*